موضوع : بررسی معنای ادبیات از زوایای مختلف
عنوان : ادبیات چیست ؟
ریشه کلمه ادبیات از ادب به معنادی دانش و فرهنگ می آید و دهخدا در معنای آن می نویسد : "دانشهای متعلق بأدب . علوم ادبی . || آثار ادبی .". دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتابی نقد ادبی می گوید: "ادبیات عبارت است از تمام ذخایر اقوام و امم عالم که مردم در ضبط و نقل و نشر آنها اهتمام کرده اند ... این میراث ذوقی و فکری که از رفتگان بازمانده است و آیندگان نیز همواره چیزی بر آن خواهند افزود همواره موجب استفاده و تمتع و التذاذ اقوام و افراد جهان خواهد بود." و در جای دیگری از کتاب می گوید: " آن مفهوم و معنایی که به سبب نبودن لفظ مناسب دیگر، از آن به لفظ "ادب" تعبیر می کنند عبارت از مجموعه آثار مکتوبی است که بلندترین و مهمترین افکار و خیال ها را در عالیترین و بهترین صورت ها تعبیر کرده باشد." مهمترین دستمایه تعاریفی که در خصوص ادبیات ارائه شده است عناصر ادبیات را محور چرخش قرار می دهد.
محمدرضا شفیعی کدکنی میگوید: "شعر گرهخوردگی عاطفه و تخیل است که در زبانی آهنگین شکل گرفته است." اگر برای تعریف عناصر ادبیات بخواهیم از تعریف شعر در بیان کدکنی بهره جوییم باید گفت ادبیات لاجرم شامل عناصر احساس و عاطفه و تخیل خواهد بود و انسان قبل از اینکه بتواند در راز طبیعت تفکر کند تنها می توانست در باب آن تخیل نماید لذا تخیل پیش از تفکر وجود داشته است و لذا ادبیات تحت لوای عناصر خود پیش از مذهب و پیش از فلسفه شکل گرفته است. می توان اضافه کرد ادبیات تاریخ ذهنیات مدون انسان پر احساس تخیل گر است. احساس به علت ایجاد حس همزاد پنداری و یاد آوری در مشترک می تواند خواننده را بیشتر از هر چیز دیگری تحت تاثیر قرار دهد . ادبیات دارای شکل های مختلفی است که در انواع گوناگونی به کلمه در می آید.
شکل یا همان قالب های ادبیات بصورت داستان کوتاه، رمان، شعرهای غزل، رباعی، قصیده و نمایشنامه و غیره آمده است و انواع ادبی به گونه های موضوعی ادبیات می گویند که شامل ادبیات حماسی، تعلیمی،غنایی،داستانی می باشد. تفاوت شکل با نوع ادبی در آن است که اولی به ساختار و نوع جای گیری کلمات می پردازد و دومی موضوع اصلی را پر می کند همچنین می توان گفت برخی از شکل های ادبی به انواع خاصی بیشتر پرداخته اند مثلا غزل ها بیشتر در نوع ادبی غنایی به کار گرفته شده اند. امروزه شعر و داستان به عنوان قالبهای ادبی رایج بیشتر مورد استقبال خوانندگان آثار ادبی قرار دارند.
ژان پل سارتر می گوید: "اگر ادبیات در گوشه ای از زمین حضور نمی داشت مرگ کودکی از گرسنگی تقریبا مهمتر از مرگ فلان جانور در کشتارگاه نمی بود." می توان گفت در مسیر زمان، هر انسانی از دیگر انسان ها ساخته شده است و فقط از طریق حس همزاد پنداری با دیگر انسان ها است که می تواند وجود خود را درک کند و رهیافت این هدف از طریق ادبیات میسر خواهد بود به بیانی دیگر ارسال پیام همگان فهم احساس فرا زمان و فرامکان بر دوش ادبیات است و به این گونه است که احساس دلسوزی یک نویسنده آمریکایی بنام جان اشتاین بک درباره یک آدم ساده در حدود صد سال پیش در قالب داستانی به نام موش ها و آدم ها قادر است اشک انسان امروز فارسی زبان را در صد سال بعد در ایران در بیاورد.
احساس مکتوب شده فرا زمان، فرامکان و فرازبان. و این است ادبیات در نظرم.
سینا عباسیان
کتاب شناسی :
· "نقد ادبی" نوشته دکتر عبدالحسین زرین کوب
· "ادبیات چیست؟" نوشته ژان پل سارتر
· "ادبیات و بازتاب آن" نوشته ولیام ج گریس
· لغتنامه دهخدا