Thursday, July 14, 2011

فایده تحقیق در ادبیات


                       سارتر در کتاب "ادبیات چیست؟" خود می گوید : "اگر ادبیات وجود نداشت مردن کودکی از گرسنگی در آفریقا با کشته شدن جانوری در کشتارگاهی، فرق چندانی نداشت" . به نظر من به این نحو می توان به تفاوتی که ادبیات در دنیا ایجاد می کند پی برد. به نظر من هدف غایی ادبیات به عنوان یک هنر به غایت بردن احساس انسانی می باشد. ادبیات برای نیل به این هدف دو ابزار تشکیل دهنده خود را دارد که یکی از آنها فن و دیگری معنا است.
جهت تحقیق متون ادبی باید به وسیله ابزارهای فن شناسی و معنا شناسی متون ادبی را بررسی نمود. فن شناسی ادبیات شامل فنون بلاغت، نحو، صرف، آرایه شناسی، وزن شناسی، سبک شناسی (خراسانی، عراقی، عرفانی ...) می گردد که در واقع بررسی هر کدام کلیدی است در باز کردن معمای نثر و البته به لحاظ مکانیکی. که البته در دانشگاه های علوم انسانی به ترتیبات کاملی به این مسایل پرداخته می شود.
نگرشی دیگر در تحقیق متون ادبی به معنا گرایی یا معنا شناسی متن می پردازد و البته ادبیات با این نشان درخشان تر است. در بحث معنا شناسی حتی علوم دیگر مانند جامعه شناسی، روانشناسی، طب، نجوم، موسیقی، فلسفه نیز به کمک می آیند چه که بدون آنها شاید نتوان به درستی اشعار شاعرانی چون خاقانی و انوری را درک نمود. برای تحقیق دقیق تر در نگرش معنا شناسی تاریخ و عناصر حاضر در زمان زیست شاعر و نویسنده و همچنین ارتباط جهانی ادبیات نیز به میان می آید چرا که برای شناخت اشعار فیتلز جرالد قطعا و یقینا باید به خیام رجوع نمود چرا که این اشعار از وی به الهام گرفته شده است یا برای تحقیق در باب مثنوی مولوی باید با تحقیق درباره شمس پرداخت تا بتوان خط سیر فکری یک شعر یا متن را تا سرچشمه به درستی درک نمود.
برای رسیدن به شناخت ادبیات باید متون ادبی را با عمقی کافی خواند و این بدان معنی است که هنگام خواندن اثر باید با روح اثرعجین شد و بنابراین خواندن هر نوع اثر با اثر دیگر تفاوت خواهد کرد. مثلا خواندن شعر نیاز به شناخت وزن های شعری دارد تا بتوان با نت و گام شعر هماهنگ شد تا بتوان دریافت کامل تری از پیام آهنگین شاعر دریافت نمود یا در نمایشنامه خوانی عناصر بلند خوانی را باید به کار گرفت و در آثار دیگر روش های مختص به خود. در واقع با خواندن درست متن ادبی می توان به ذوق نویسنده یا شاعر پی برد.
ادبیات فارسی میراث هزار ساله نوابغ ماست که اکنون به دست ما رسیده است، به نظر من می توانیم با شناخت درست تاریخی از این میراث رابطه خود با نسل گذشته و همچنین جهان را دریابیم . به عنوان مثل وقتی ما متوجه می شویم گوته، دیوان شرقی خود را از حافظ الهام گرفته است و اثری جاویدان در ادبیات آلمان به یادگار گذاشته است بیشتر به نقش ادبیات در سیر جهانی شدن مفاهیم و ارزشهای انسانی پی می بریم . نقش ما در شناخت ادبیات بازخوانی این ارزشهای انسانی فرامحلی و جهانی و گاها تولید آنهاست.


سینا عباسیان

منبع :    نقد ادبی  - دکتر عبداحسین زرین کوب –انتشارات امیرکبیر

No comments:

Post a Comment